عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
227
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بكشتن گاوى فرمودند هر كدام كه باشد ، و ايشان بطريق تعنّت سؤال بسيار ميكردند و رب العالمين بعقوبت آن تعنت كار بريشان سخت كرد . گفتند - يا موسى ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ - بپرس از خداوند خويش كه صفت آن گاو چيست ؟ يعنى در زاد چونست ؟ ايشان را جواب آمد كه ميانه گاوى است در زاد جوانست و تمام ، نه نوزادى نا و نه پيرى شكسته . فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ - آنچه ميفرمايد شما را بكنيد و بيش ازين مپرسيد و مپيچيد . اگر ايشان برين اقتصار كردندى ، و بيش ازين نپرسيدندى كار برايشان آسانتر آمدى ، لكن شدّدوا فشدّد اللَّه عليهم . ديگر باره از رنگ آن گاو پرسيدند جواب آمد كه رنگ آن زردست زردى روشن ، نيكو ، در تندرستى و جوانى ، و نيكو رنگى ، كسى كه در آن نگرد شاد شود و خواهد كه باز بيند . روايت كردند از ابن عباس كه گفت « من ليس نعلا صفراء لم يزل فى سرور ما دام لابسها » و ذلك قوله صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ - النَّاظِرِينَ و قال ابن الزبير : اياكم و لبس هذه النعال السود فانها تورث الهم و النسيان . قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا ديگر باره پرسيدند كه چه گاوى است أ سائمة ام عاملة ؟ چرنده است يا كار كننده ؟ كه اين گاوان بر ما مشتبه شدند وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ - قال النبى « لو لم يستثنوا ما بيّنت لهم الى الابد » قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ - ايشان را جواب آمد كه آن گاو كار كننده نيست كه زمين شكافد يا آب كشد و نرم نيست كه زود فرا دست آيد . مُسَلَّمَةٌ دست و پاى درست دارد و خلقت نيكو و آثار عمل بر وى . لا شِيَةَ فِيها - قيل لا عيب فيها ، و قيل لا بياض فيها ، و قيل لا لون فيها يخالف ساير لونها ، در آن هيچ عيب نه و بيرون از رنگ زردى هيچ رنگ نه . قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ - ايشان گفتند موسى را اكنون جواب بسزا آوردى